آيا مي توان بين مباحث عاشورا و مباحث مهدويت ارتباطي برقرار کرد؟

آيا مي توان بين مباحث عاشورا و مباحث مهدويت ارتباطي برقرار کرد؟

در آيات، روايات، ادعيه، زيارات و تشرفات ارتباط تنگاتنگي بين امام مهدي(عج) و امام حسين(ع) وجود دارد. در قرآن آيه اي داريم که امام حسين(ع) به امام مهدي(عج) تاويل کرده است. در مورد آيه «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها» امام حسين(ع) مي فرمايد: «شمس» وجود نازنين پيامبر(ص) است. «والقمر إذا تلاها» بعد از خورشيد، قمر است که حضرت علي(ع) است .و مقصود از نهار در «وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها» روز ظهور امام مهدي(عج) است و زماني که امام زمان(عج) ظهور مي کند جهان را از تيرگي و تاريکي ها نجات مي دهد.

پس آياتي در قرآن وجود دارد که امام حسين(ع) تأويل به امام مهدي(عج) دارد. از طرف ديگر آياتي داريم که امام مهدي(عج) آنها را درباره امام حسين(ع) تفسير کرده است. از حضرت حجت(عج) درباره آيه اول سوره مريم «كهيعص» سوال کردند ايشان اين آيه را در رابطه با امام حسين(ع) تعبيرکردند که به قضيه کربلا اشاره دارد.

از طرف ديگر آيات ديگري داريم که ائمه(ع) فرموده اند که منظور از اين آيات، امام حسين(ع) و امام مهدي(عج) است. مثل اين آيه اي که در سوره اسراء آمده که «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا» امام زمان(عج) مي فرمايد «مظلوم» امام حسين(ع) است که به شهادت رسيده است. «فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» و خداوند نمي گذارد خون ايشان هدر رود و منتقمي خواهد آمد. «مظلوم» در آيه امام حسين(ع) و «منصور» امام مهدي(عج) است.

رواياتي داريم که امام حسين(ع) درباره امام مهدي(عج) بيان کرده است و احاديثي که امام مهدي(عج) براي امام حسين(ع) بيان فرموده است. پس در احاديث هم دلدادگي عجيبي بين اين دو امام مي بينيم. 300 روايت داريم که امام مهدي(عج) از نسل، ذريه و صلب و تبار سيد الشهداء است.

در ادعيه و زيارات هر دعايي که براي امامي وجود دارد ذکر امامي ديگر شکوفا مي شود. براي نمونه روز سوم شعبان روز تولد امام حسين(ع) است، صحبت از امام مهدي(ع) مي شود. و در مفاتيح است که زماني که به همديگر تبريک مي گوييم، امام زمان(عج) را ياد کنيم. اعمال شب نيمه شعبان از اعمال شب هاي قدر هم بيشتر است. ولي با فضيلت ترين اين اعمال، زيارت سيدالشهداء(ع) است. در زيارت عاشورا دو جا از امام مهدي(عج) ياد شده است است. ياد هر امامي در هر زيارتي مي آيد ياد امام ديگر شکوفا مي شود. پس معلوم مي شود ارتباط تنگاتنگي وجود دارد. در عبارات دعاي ندبه «اين الحسن و اين الحسين»، «اين الطالب بدم المقتول بکربلا» صحبت از امام حسين(ع) است. در تشرفات هم زياد داريم که عنايت امام مهدي(عج) به مجالس سيد الشهدا(ع) وجود دارد. علامه اميني در کتاب الغدير جلد هفت صفحه 14 مي گويد: «مشهور ميان ما شيعيان اين است که در هر مجلس و محفلي قصيده "ابن عرندس" خوانده شود امام مهدي(عج) به آن مجلس توجه دارد.» قصيده ابن عرندس قصيده اي است که در رثاي اباعبدالله(ع) است و نمونه هايي از تشرفات در اين باره نقل شده است.

در مورد رابطه بين امام زمان(عج) و امام حسين(ع) فقط ما سخن نگفته ايم، بلکه دشمنان ما هم در اين مورد اظهار نظر کرده اند. چهارصد نفر از دانشمندان صهيونيست در "تل آويو" جمع شدند تا ببيند هويت شيعه و انقلاب اسلامي چيست. و مجموعه مقالات آنها به عنوان "انقلاب تشيع و مقاومت" چاپ شده است. آنها مي گويند: «شيعيان با ياد امام حسين(ع) قيام مي کنند و با ياد امام زمان(عج) قيام شا ن را حفظ مي کنند.» يعني مهمترين دشمنان ما معتقدند: «هويت شيعه امام حسين(ع) است و آرمانشان امام مهدي(عج) است و دو نگاه سرخ و نگاه سبز دارند.» امام خميني(ره) فرموده اند: «اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» مردم را ياد عاشورا به خيابان ها کشاند و پيروز شدند و ديگر نمي شود آنها را شکست داد. به خاطر اينکه انقلاب اسلامي مقياس کوچکي از جامعه جهاني امام زمان(عج) است و ما بايد پرچم را به دست صاحب اصلي انقلاب بسپاريم و ما زمينه ساز حکومتي ديگر هستيم. اين شيعه در هر کجاي جهان باشد ـ مثل "سيد حسن نصرالله" و "آيت الله سيستاني" ـ با ظلم نمي سازد. هر شيعه اي که در هر جاي جهان باشد با ياد امام حسين(ع) زير بار ظلم نمي رود. شيعه قيام مي کند و از طرف ديگر مانند برخي از انقلاب ها خود فروخته نشده و به انحراف کشيده نمي شود. چون يک آرمان بزرگي براي شيعه وجود دارد و آن ظهور حضرت بقيه الله(عج) است اين حرف دشمنان ماست. «چه خوش آيد که سر دلبران، گفته آيد در حديث ديگران» دشمنان ما اقرار و اعتراف به پيوند قضيه عاشورا و انتظار دارند.