غیبت و قیام امام زمان در کلام نبوی

چرا موضوع حضرت مهدی به‌طور واضح توسط پیامبر اکرم(ص) ذکر نگردیده است؟

پاسخ
اصل وجود مهدی (عج) در صدر اسلام موضوع مسلمی بوده به طوری که مسلمانان در اصل وجود آن حضرت شک و تردیدی نداشتند. پیغمبر اکرم (ص) اصل وجود مهدی (عج) و اجمالی از صفاتش و تشکیل دادن حکومت توحید و دادگستری و ریشه کن نمودن ظلم و ستم و غلبه ی دین اسلام و بعضی از اصلاحاتی را که به دست آن جناب انجام می گیرد، را برای عموم مسلمین بیان فرمودند و آنان را به این گونه نویدهای مسرت بخش دلگرم می نمود.
پیرامون وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) و قیام و ظهورش احادیث زیادی از پیغمبر (ص) صادر شده که سنی و شیعه آنها را نقل کرده اند، هر کس در آنها دقت کند برایش روشن می شود که موضوع مهدی و قائم (عج) در زمان پیغمبر اسلام (ص) در میان مسلمانان امر مسلمی بوده است و به طوری عقیده به وجود مبارک آن حضرت در آینده ای مشخص در بین مردم رایج بوده که مردم تنها از فروعاتی در باره ی آن حضرت (مثل نسب ، نام ،کنیه، زمان نهضت، علائم ظهور، علت غیبت و ...) سؤال می کردند و از پیغمبر اکرم (ص) جواب می گرفتند. پیغمبر اکرم (ص) هم گاه و بی گاه از آن وجود مقدس خبر داده و مطالبی در باره آن حضرت می فرمودند؛ مثل اینکه: مهدی موعود (عج) از نسل من و از فرزندان فاطمه (س) و حسین (ع) متولد خواهد شد. گاهی نام و کنیه ایشان را بیان می داشتند و گاهی علائم و مشخصات دیگری را بیان می کردند.
این احادیث علاوه بر کتب شیعه در کتب معتبر اهل سنت مانند "ینابیع المودة" به خوبی روشن و منعکس است.

توضیح بیشتر آنکه :

اخبار و روایات فراوانی از پیامبر اسلام (ص) و هر یک از امامان در باره ی تولد، غیبت، ظهور و قیام جهانی و سایر ویژگی های حضرت مهدی (عج) نقل شده است. در واقع سال ها پیش از تولد آن حضرت، خصوصیات و ویژگی های ایشان از قبیل این که او از خاندان پیامبر (ص) از فرزندان فاطمه (س) و از نسل امام حسین (ع) است و با قیام جهانی خونین، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پیشگویی شده است. تعداد این روایات به حدی فراوان است که درباره ی کمتر موضوعی از موضوعات اسلامی این اندازه حدیث وارد شده است.[1] به گونه ای که این مسأله از ضروریات مذهب شیعه ی اثنی عشری است.[2]حضرت آیت الله صافی گلپایگانی قسمتی از این احادیث را در کتاب ارزشمند "منتخب الاثر" جمع آوری نموده اند.

ما در این جا به طور جداگانه به مطالبی که از پیامبر اکرم (ص) در باره ی حضرت مهدی (عج) در منابع شیعه و منابع معتبر اهل سنت آمده است اشاره می کنیم .

حضرت مهدی (عج) در منابع شیعه:

موضوع غیبت و قیام حضرت مهدی (عج) در اسلام به قدری قطعی و مسلم بوده که کتاب های متعددی درباره ی آن تألیف شده و تاریخ نگارش بعضی از آنها سال ها پیش از تولد حضرت بوده است. مثلاً حسن بن محبوب زراد، یکی از محدثان و مصنفان موثق شیعه کتاب «المشیخه» را یک صد سال قبل از غیبت کبری نوشته و اخبار مربوط به غیبت امام مهدی رادر آن نقل کرده است.[3] همچنین آیت الله امینی در کتاب "دادگستر جهان" به نقل از رجال نجاشی، 7 نفر از بزرگان را نام می برد که قبل از تولد حضرت در رابطه با غیبت کتاب نوشته اند.

علامه مظفر (ره) در عقائد الامامیة می نویسد: اگر تفکر مهدویت از سوی حضرت رسول (ص) برای مسلمانان ثابت و مطرح نشده بود مدعیان دروغین قرن اول مانند کیسانیه و عباسیان و ... ادعای مهدی موعود (عج) بودن را مطرح نمی کردند.[4]

همچنین شیخ صدوق (ره) در کتاب شریف «کمال الدین و تمام النعمة» تنها از رسول اکرم (ص) (و نه از سایر ائمه) مجموعاً 45 روایت را مطرح می فرماید که این روایات علاوه بر اصل وجود حضرت مهدی (عج) به ویژگی های ایشان نیز اشاره فرموده اند.[5]

از جمله: عبدالله بن عباس از رسول خدا روایت می کند که فرمود: خدای تعالی بر زمین نگاهی افکند و مرا از آن میان برگزید و پیامبر گردانید، سپس بار دوم نظری افکند و علی (ع) را برگزید و او را امام گردانید، پس به من فرمان داد که او را برادر و ولی و وصی و خلیفه و وزیر خود سازم، پس علی از من است و من از علی و او شوهر دخترم فاطمه و پدر دو سبطم حسن (ع) و حسین (ع) است. بدانید که خدای تعالی مرا و ایشان را حجت های بر بندگانش قرار داده است و از فرزندان حسین (ع) امامانی را قرار داده است که به امر من قیام کنند (دین مرا اقامه کنند و وصیت من را نگه دارند و نهمین آنها قائم اهل بیتم مهدی امتم است که در شمایل و اقوال و افعال شبیه ترین مردم به من است او پس از غیبتی طولانی و حیرتی گمراه کننده ظهور کند و دین خدای تعالی را چیره گرداند و به یاری خدا و نصرت ملائکه خدا مؤید باشد، زمین را از عدل و داد آکنده سازد همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد.[6]

ابن عباس نیز از رسول خدا (ص) نقل کرده که حضرت فرمودند: جانشینان و اوصیا و حجت های خداوند بر خلق بعد از من دوازده نفرند. اول ایشان برادرم و آخر ایشان فرزندم می باشد. از حضرت پرسیده شد برادرت کیست؟ حضرت پاسخ دادند: علی بن ابی طالب (ع). پرسیده شد فرزندت کیست؟ فرمودند: مهدی [که] زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همان گونه که از ظلم و وجور پر شد است. قسم به آن کس که مرا به حق به نبوت برانگیخت اگر از دنیا تنها یک روز باقی بماند خداوند آن روز را آن قدر طولانی می کند تا این که فرزندم مهدی (عج) خروج نماید. آن گاه عیسی بن مریم نازل می شود و نماز را به ایشان اقتدا می کند.... و فرمانروایی او به مغرب و مشرق برسد.[7]

لازم به ذکر است، در سایر منابع شیعه نیز روایات فراوانی در این خصوص وارد شده است.

حضرت مهدی (عج) در منابع اهل سنت:

مهدویت و اعتقاد به وجود مهدی (عج) و ظهور آنحضرت اختصاصی به مذهب تشیع ندارد، بلکه محدثان بزرگ اهل سنت نیز احادیث مربوط به آن حضرت را از طریق گروه بسیاری از صحابه و تابعین در کتاب های خود نقل کرده اند، به طوری که گذشته از کتب شیعه، کتب و آثار دیگر مذاهب اسلامی (حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) نیز از روایات نبوی که درباره ی مهدی (عج) و ظهور او رسیده سرشار است.[8]

بر اساس پژوهش برخی محققان بزرگ، محدثان اهل سنت احادیث مربوط به حضرت مهدی (عج) را از 33 نفر از صحابه ی پیامبر اسلام (ص) در کتب خود نقل کرده اند، تعداد 106نفر از مشاهیر علمای بزرگ اهل سنت اخبار ظهور امام غایب را در کتاب های خود آورده اند و 32 نفر از آنان مستقلاً درباره ی حضرت مهدی کتاب نوشته اند.[9]

مسند احمد بن حنبل (متوفای 241) و صحیح بخاری (متوفای 256) از جمله کتب مشهور اهل سنت است که قبل از تولد امام قائم نوشته شده و احادیث مربوط به آن حضرت در آنها نقل شده است از جمله احادیثی که احمد بن حنبل نقل کرده این حدیث است: پیامبر اسلام (ص) فرمود: اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نماند خداوند حتماً در آن روز شخصی از ما _ خاندان _ را بر می انگیزد و او جهان را پر از عدل و داد می کند. همچنان که پر از ظلم شده باشد.[10]

ابن ابی الحدید یکی از متتبع ترین علمای اهل سنت دراین زمینه می نویسد: تمامی فرق اسلامی اتفاق نظر دارند که عمر دنیا و تکلیف پایان نمی پذیرد مگر پس از ظهور مهدی (عج).[11]

شیخ سلیمان قندوزی عالم معروف اهل سنت در کتاب ینابیع المودة چنین نقل می کند: «مردی یهودی به نام نعثل خدمت پیامبر (ص) رسید و در ضمن سؤالاتش، از اوصیا و جانشینان بعد از او سراغ گرفت. پیامبر (ص) آنها را چنین معرفی فرمود: وصی من علی بن ابی طالب است و بعد از او دو سبطم حسن و حسین اند و بعد از حسین نه (9) امام از نسل او خواهد بود. مرد یهودی گفت نامشان را ببر پیامبر فرمودند: هنگامی که حسین از دنیا برود فرزندش علی است و هنگامی که فرزندش علی از جهان چشم بر بنند.فرزندش..... و هنگامی که حسن از جهان برود و فرزندش حجت محمد المهدی است اینها امامان دوازده گانه اند.[12]»

خوب است بدانیم که تندروترین گروه ها در ضدیت با شیعه؛ یعنی وهابیان نیز این موضوع (مهدویت) را پذیرفته اند به گونه ای که یکی از مراکز مهم دینی عربستان به نام مرکز رابطة العالم الاسلامی، بیانیه ای را در این خصوص منتشر کرده است که در آن آمده است: «او آخرین خلفای راشد دوازده گانه است که پیامبر (ص) در احادیث صحاح از آنها خبر داده است و احادیث مهدی (عج) از بسیاری از صحابه از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است ... جمعی از حفاظ و محدثین صریحاً گفته اند که احادیث مهدی هم از نوع حدیث صحیح است و هم از نوع حدیث حسن و مجموع آن قطعاً متواتر است و اعتقاد به قیام مهدی واجب می باشد و این از عقاید مسلم اهل سنت و جماعت است و هیچ کس جز افراد جاهل و بدعت گذار آن را انکار نمی کند.[13]»

نهایت این که بعضی از پژوهندگان مسائل اسلامی تعداد راویاتی را که از طرق اهل تسنن در این زمینه وارد شده به 200 حدیث تخمین زده اند، در حالی که روایات وارده از طریق شیعه در این موضوع شاید بالغ بر یک هزار حدیث می شود.[14] لازم به ذکر است که یکی از علت های کمتر بودن احادیث اهل تسنن در این خصوص این است که شیعه بر خلاف اهل تسنن روایات ائمه اطهار (ع) را مانند سخن حضرت رسول (ص) حجت می داند، لکن اهل سنت فقط روایات حضرت رسول (ص) را معتبر می دانند. و همه ی روایات اهل سنت در این خصوص از پیامبر اکرم (ص) می باشد.

از مجموع نوشتار فوق به دست می آید که حضرت رسول (ص) مسئله ی مهدویت را مانند مسئله ی ولایت امیر المؤمنین (ع) در غدیر خم به خوبی برای امت خویش تشریح فرموده اند. اما اهل سنت همان گونه که در مسئله ی اولین خلیفه ی رسول الله با شیعه اختلاف دارند، در این خصوص نیز اختلاف داشته و مصداق دیگری را معرفی می کنند.

بنا بر این، موضوع حضرت مهدی به طور واضح توسط پیامبر بیان شده است و این به دلیل اهمیت فوق العاده این مسئله است.

[1] مهدی پیشوائی، سیره ی پیشوایان، ص 693.

[2] رجوع شود به بدایة المعارف الالهیة.

[3] مهدی پیشوائی، سیره ی پیشوایان، ص 695.

[4] نقل به مضمون. رجوع شود به: بدایة المعارف الالهیة، باب عقیدة تنافی فی المهدی.

[5] شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النغمة، ابواب 24و 25.

[6] همان، باب 24 ، حدیث 2.

[7] محمد علی شرقی، اصول وافی، ص 226.

[8] مهدی پیشوائی، سیره ی پیشوایان، ص 697.

[9] همان.

[10] همان.

[11] همان، ص 700.

[12] ناصر مکارم شیرازی،تفسیر نمونه، ج ‏7، ص 375؛ 50 درس اصول عقائد برای جوانان، ص 306.

[13]تفسیر نمونه، ج ‏7، ص: 375؛50 درس اصول عقائد برای جوانان،ص320.

[14] ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی حضرت مهدی، ص 151.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
11 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .