چگونه به وجود امام زمان يقين كنيم ؟

من اعتقادم به امام زمان كم شده چون حق خودم و بقيه مسلمانان مي دانم كه وجود امام برايشان اثبات شود همانطور كه ارايه معجزه حق مردم هر زمان بوده تا پيامبري برايشان اثيات شود. مي دانم وجود منجي در همه اديان هست ميدانم واسطه فيض بايد ياشد اما آيا پر توقعي است كه بخواهم امام به هر شكلي وجودش را بر قلب من ثابت كند اثري از وجودش را بفهمم تا شبهه خيالي بودنش رفع شود چرا ما اثري از وجود امام نمي بينيم؟

يقين موضوع بسيار گرانقدري است كه در پيشرفت معنوي انسان بسيار تاثير گذار است. از اين رو، بر هر فرد لازم است همواره در مسير ازدياد و تعميق يقين خود گام بردارد. بر اي رسيدن به اطمينان قلبي نسبت به مسئله غيبت امام زمان (عج) شايسته است به نكات ذيل توجه فرماييد:
1. براي رسيدن به اطمينان قلبي ـ يعني بالاترين مرحلة شناخت - بايد مسئله مورد نظر شهود شود كه در مسائل حسي و تجربي، شهود حسي و مادي، اين اطمينان خاطر فراهم مي شود و در مسائل مربوط به ماوراء حس و تجربه، رسيدن به مرحلة والاي شهود باطني؛ كه اين مرحلة از ادراك، مختص اولياي الهي مي باشد و كمتر كسي به اين درجه از معرفت دست مي يابد.
در ماجراي زنده كردن پرندگان توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ وقتي حضرت از خداوند متعال درخواست مي كند چگونگي زنده كردن مردگان را به او نشان دهد، خداوند خطاب به او مي فرمايد: اولم تؤمن آيا ايمان نياورده اي، و حضرت در پاسخ مي گويد: بلي و لكن ليطمئن قلبي ايمان آورده ام اما مي خواهم قلبم مطمئن شود پيداست براي
دست يافتن به اطمينان قلبي در چنين موردي، تنها ادلة عقلي و علمي محض كارساز نيست بلكه با ضميمه شدن شهود عيني و حسي، اين مرحله از ادراك براي انسان حاصل مي شود. نكتة بسيار مهمي كه در اين مورد قابل توجه است و علامه به زيبايي به آن اشاره مي كند آنكه: وجود طورات مخالف با عقائد ديني، هميشه منافي با ايمان و تصديق آنها ندارند بلكه تنها اثر اينگونه خطورات قلبي آزار روح و روان انسان و سلب آرامش و قرار از او مي باشد.
بنابراين اولاً رسيدن به مرحله باور قلبي در اين گونه مسائل دشوار بوده و براي رسيدن به آن تلاش علمي و عملي فراواني لازم است.
ثانياً: اگر شما با طي كردن مراحل علمي و رسيدن به يقين استدلالي و منطقي در مورد غيبت حضرت باز هم به مرحلة اطمينان قلبي نرسيديد جايي براي نگراني و تشويش خاطر در مورد اعتقاد به غيبت حضرت وجود ندارد و از اين بابت ايرادي در اعتبار و ايمان شما به مسئله غيبت وجود ندارد.
2. براي رهايي از ترديدهاي ذهني مربوط به اين موضوع كه در برخي موارد به مرحلة آزار دهنده اي نيز مي رسد راهكارهاي ذيل پيشنهاد مي شود.
ـ با يك بررسي و درون نگري عميق، نقاط آسيب پذير خود را در زمينة اعتقاد به غيبت امام عصر (عج) مشخص كنيد:
ـ اگر در اين زمينه اصلاً مطالعه اي نداشته ايد از هم اكنون، تصميم بگيريد به صورت منظم و پي گير سطح آگاهي خود را ارتقاء بخشيد.
ـ ممكن است شناخت شما در اين زمينه محدود به برخي شنيده ها و يافته هاي غير مستدل باشد در اين صورت به تصحيح اندوخته هاي خود اقدام كنيد.
ـ اگر با وجود مطالعات مفيد و شناخت كافي در اين زمينه، باز هم دچار ترديد هستيد، پيشنهاد مي شود: تمام شبهات و سؤالاتي كه به نحوي موجب آزار شما مي شود را به طور مشخص و صريح بر روي كاغذ بياوريد. سعي كنيد تمامي شبهات و القائاتي كه موجب مي شود امر غيبت حضرت را بعيد و يا حتي غير ممكن بشماريد، جمع آوري نماييد. در اين رابطه حتي از ابتدايي ترين و پيش پا افتاده ترين شبهات و سؤالات نيز غافل نشويد.
پس از گردآوري تمام نقاط ترديد زا، آنها را به ترتيب اهميت رتبه بندي كنيد و آنگاه به دنبال يافتن پاسخ مستدل راه حل منطقي براي تك تك ابهامات خود باشيد.
ما نيز آماده ايم تا در اين راستا شما را ياري كنيم.
ـ بهترين راه براي زدودن زنگار شك و ترديد در اين گونه مسائل، سيراب شدن از زلال وحي و سرچشمه هاي معارف الهي و زانو زدن در مكتب كساني است كه به عصمت و خطاناپذيري آنان ايمان و اعتقاد داريم. گفتار ائمه اطهار ـ عليهم السّلام ـ در اين رابطه راهگشاست و مطالعة احاديث اهل بيت شما را به ساحل اميدبخش و مطمئني خواهد رساند.
جهت اطمينان بخش بيشتر مطالعة كتاب هاي مهدويت ( پيش از ظهور و دوران ظهور ) ، از ولادت تا ظهور (سيد كاظم قزويني)، الغيبة (نعماني)، خورشيد مغرب (حكيمي) و... توصيه مي شود.
مطالعه و تدبر در فلسفة و علل غيبت امام زمان (عج) و نيز پيگيري مسير غيبت در ميان انبياي گذشته همچون، حضرت موسي، يوسف، يونس و... نيز مي تواند راهگشا در رسيدن به باور قلبي باشد.حديث: امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:
بايد امام زمان خود را بشناسي اگر او را شناختي اين معرفت خودش كمال است دير يا زود بودن ظهور آن حضرت براي تو مشكلي ايجاد نمي كند. ترجمه الغيبة، شيخ طوسي، منشورات تفسير

راههاي اعتقاد و اثبات وجود امام زمان
1. برهان لطف
يكي از استدلال هاي هاي مهم شيعه به درستي اعتقاد به امامت مهدي، دليل لطف و قاعده فيض است. حكمت الهي اقتضا مي كند كه لطف وي هماره بر همه جهان و انسان ها جاري باشد. خداوند وجود پيامبر را لطف و احسان و انعام خداوندي بر مؤمنان مي داند و مي فرمايد: خداوند از راه لطف، بر مؤمنان منت نهاده و در ميان آنان پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات خدا را برآنها تلاوت كند. همين دليل قرآني، بر وجود امام نيز دلالت دارد؛ زيرا هميشه لطف آدمي كامل است و هرگز ناقص نمي ماند. امام ادامه فيض پس از پيامبر است؛ از طرف خداوند منصوب مي شود و لطف پروردگار است. خواجه نصيرالدين طوسي درباره اين قاعده مهم مي نويسد: وجود امام به خودي خود لطف است و تصرف او لطفي ديگر و نصب او براي حصول مقصود و غرض واجب است. در نزد خردمندان، روشن است كه لطف الهي (پس از پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ) منحصر است در امام تا مردمان، بي رهبر و معلم و مربي نمانند و كتاب و سنت، شارحي لايق و مطمئن داشته باشد.
فروغ هدايت و تابش انوار موهبت ها و مرحمت هاي خداوند هيچ گاه خاموش نمي شود و با ارسال موسل و نصب امام ادامه مي يابد. امام علي عليه السلام مي فرمايد: «اِنّما مَثَلُ اهل بِيتي في هذِهُِ الامّةِ كَمَثلِ نجومُ السماءِ كُلَّما غابَ نجمٌ طَلَعَ نجمٌ. مثل آل محمد، چونان ستارگان آسمان است و اگر ستاره اي غروب كند، ستاره ديگر طلوع خواهد كرد.
انسان هاي كمال جو و حقيقت طلب در مسير زندگاني خويش، افزون بر به كارگيري عقل دروني به دنبال حجت آشكار و انسان كاملي هستند كه با نور خويش، راه هدايت معنوي را به آنان بنماياند و به قله قاف هدايت معنوي برساند. علامه طباطبايي درباره تصرف معنوي امام مي فرمايد: امام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهري، داراي يك نوع هداين و ضربه معنوي است و به وسيله حقيقت و نورانيت باطن، ذاتش در قلوب شايسته مردم تأثير و تصرف مي نمايد و آنان را به سوي مرتبه كمال و غايت ايجاد جذب مي كند.
در هر دوره و زماني، انسان كاملي كه حامل معنويت تمام عيار خلقت است، وجود داشته و دارد كه او، وليّ خدا و امام معصوم است؛ امامي كه پرتو عنايت او و نسيك روح افزاي ولايتش، دل ها را بهاري مي كند و عطر و بوي عشق را در جان ها مي پراكند. امامي كه باب فيض خداوندي است: «اَيْنَ بابُ اللّهِ الّذي مِنهُ يُؤتي» كجاست آن در خدايي كه از او وارد مي شوند؟» شيعه هماره به خود مي بالد كه از اين بال ها، مسير هدايت و كمال را در مي يابد، در حزن و اندوه آنان محزون و در فرح و شاديشان شادمان مي شود، چنان كه پيشوايان نيز چنين لطف و احسان و احساسي نسبت به شيعيان خويش دارند. رميله، يكي از شيعيان امام علي بن ابيطالب عليه السلام ، مي گويد: در زمان خلافت اميرالمؤمنان دچار بيماري شديدي شدم و در روز جمعه احساس بهبود كردم. با خود گفتم، بهتر است به نماز امام حاضر شوم. آن روز پس از نماز، براي استماع سخنان امام در همان مجلسي نشستم، ناگهان درد وجودم را فرا گرفت و احساس ناراحتي كردم، ولي صبر كردم تا سخن امام تمام شد. هنگام خروج از مسجد، امام به من فرمود: اي رميله! هر مؤمني كه بيمار مي شود، ما به بيماري اش رنجور مي شويم و با غم و اندوه او غمگين؛ دعايي نمي كند، مگر برايش آميني مي گوييم و هنگامي كه ساكت است، برايش دعا مي كنيم. من به ايشان گفتم: اي اميرمؤمنان! خدا مرا فدايت كند، آيا اين توجهات شما براي كساني است كه در حيطه حكومت و نظر شما هستند؟ پاسخ داد: اي رميله، هيچ مؤمني چه در شرق و چه در غرب زميني، از نگاه ما غايب نيست.
اين رابطه و احساس معنوي، ميان امام موعود و منتظراش در زمان غيبت، در مرتبه اي اعلا وجود دارد. در نامه شريف مولا حضرت مهدي به شيخ مفيد آمده است: ما بر تمامي اخبار شما آگاهيم و هيچ يك از آنها بر ما پوشيده نيست. همانا كه ما در مراعات جان شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نمي بريم كه اگر جز اين بود، نابساماني ها و مصيبت ها بر سرتان فرود مي آمد و دشمنان، شما را درهم مي شكستند.

2. امام، مايه فيض و بركت
امام؛ واسطه فيض است، همواره توجه او به سوي آدميان است و بهارآفرين و زندگي بخشي است. در زيارت شريف آن حضرت غايب از نظرمهدي موعود مي خوانيم: «السّلام عَلي ربيع لْاَمامِ و نَضَرَةِ الّايامِ؛ سلام بر بيمار مردم و خرّمي روزگاران». به وجود گرامي او خداوند جهانيان روزي مي دهد و آسمان و زمين، به احترام او بر پاست؛ «وَبِيُمْنِه رُدِقَ الَوري و لِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الْارضُ و السماء».
دل او دل بيدار است كه همواره به ياد دوستان است و درد و رنج آنان را احساس مي كند. او تجلي رحمت و اسعه خداوندي است: اِنَّ رَحْمَه ربِّكُمْ وَسِعَتْ كُلُّ شي ءٍ و اَنَا تِلْكَ الرَّحْمَة همانا رحمت پرودگارتان بر هر چيزي وسعت دارد و من، همان رحمت پروردگارم.
وجود مقدس حضرت حجت ميان انسان ها، منبع بركت، علم، درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است. بركات وجود او پرتو انوار وجود او، در همه دوران به بشر مي رسد. اين خورشيد معنوي و الهي، واسطه زمين و آسمان است. او هرگز شيعيان خود را از ياد نمرده و در رفع مشكلات فردي و اجتماعي مؤمنان كوتاهي نمي كند، از سخنان ملكوتي حضرتش، كه نشاندهنده همراهي خالصانه ايشان با بندگان خداست، اين است كه: «انّا لَنَفْرَحُ لِفرحِكُمْ و تَحْزَنُ لِخُرْنكُم»؛ شادماني تان شاد و در اندوهتان غمگساريم».
چه بسيارند افرادي كه هرگاه گرفتاري ها به ايشان توسل جسته و مشكلشان را حل كرده اند. ايشان در غيبت، همچون خورشيدي است كه پشت ابرها پنهان است، ولي مردم از نور وجودش هماره بهره مندند. در سخني نغز از امام زمان روايت شده است: أمّا وَجْهُ الاِنتفاعِ بي في غَيْبَتي فَكَاْلاِنْتِفاعِ بالشَّمسِ اِذا غَيَّبَها عَنِ الْأَبصارِ السَّحابُ و انّي لَأمانٌ لِأَهْلِ الأَرْضِ كَما أنَّ النُّجومَ أَمانٌ لِاَهْل السَّماء. چگونگي بود سودرساني من در زمان غيبتم، مانند سودرساني خورشيد است زماني كه ابرها آن ها را از چشم ها پنهان سازند و من ايمن دهنده اهل زمينيم، همچنانكه ستارگان، ايمن دهنده اهل آسمانند.
پيام: به واسطه وجود امام زمان، نعمت ها بر زمينيان جاري است و به واسطه دعا و توجه امام به آنها، گرفتاري ها رفع مي شود.

3. مراجعه به آيات و روايات
يكي از مطالب يقيني و حتمي اسلامي كه در قرآن كريم ( توبه/33 ، صف / 9 ، انبيا / 105 ، قصص / 5 ، اعراف / 128 ) و روايات اسلامي آمده است انديشه ي پيروزي نهايي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم و گسترش جهاني ايمان اسلامي و استقرار كامل و همه جانبه ي ارزشهاي انساني است (كه همه ي فرقه ها و مذاهب اسلامي با تفاوت هايي به آن معتقدند) كه بنا بر فرمايش پيامبر اكرم و تمام معصومين ديگر ، تحقق اين امر به وسيله ي شخصيتي عاليقدر به نام «مهدي» خواهد بود. قرآن در جنبه هدايت، كتابى است كه نقصان ندارد و شرح و بسط و تفسير و تأويل آيات آن را به فرموده ي خود قرآن پيامبر اكرم به عهده دارند : «انا انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم» در اين آيه پيامبر اكرم اولين مفسر معصوم آيات قرآن هستند و پس از ايشان به ارشاد و فرموده ي پيامبر معصوم امامان يكي پس از ديگري مفسران معصوم قرآنند. با توجه به اين مطلب بنا بر روايات فراوان (مورد قبول همه ي فرقه هاي اسلامي) پيامبر اكرم به طور مكرر نام و مشخصات حضرت را ذكر كرده اند و وعده ي آمدن و ظهور ايشان را داده اند و حتي بار ها نسب حضرت را ذكر كرده اند (مثلا فرموده اند نهم از فرزندان حسين است) مجموعه ي اين روايات را آيت الله صافي در كتاب مفصل و ارزشمند منتخب الاثر جمع آوري كرده اند ، و پس از رسول اكرم يكايك امامان معصوم در باره ي ايشان سخن گفته اند و وعده ي ظهور ايشان و قيام حضرت را داده اند و اينكه ايشان فرزند امام حسن عسكري خواهد بود. اين مسأله بقدرى حائز اهميت است كه معصومين فرموده اند اگر از عمر دنيا حتي يك روز بيشتر باقي نمانده باشد او ظهور خواهد كرد (اين تعبير براي تأكيد بر ظهور حضرت است) بنا بر روايات فراوان در شب نيمه ي شعبان سال ??? هجري قمري امام حسن عسكري فرمودند امشب فرزندم مهدي موعود از نرجس خاتون متولد خواهد شد وپس از آن هم ايشان را بارها به خواص از شيعيان خود نشان داده اند . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه مطالعه ي كتب زير مفيد است : كتاب قيام و انقلاب مهدي / شهيد مطهري و دادگستر جهان / آيت الله اميني و امامت و مهدويت ج 1و2 / آيه الله لطف الله صافي گلپايگاني ، فلسفه امامت، دكتر سيد يحيى يثربى، قم، وثوق، چاپ اوّل، 1378 ش، صص 112 – 127. موفق باشيد

دیدگاه ها

حتما باید خودمونو بکشیم تا وجود امام بر ما ثابت شود نمیشه بیاد یه بار خودشو معرفی کنه قال قضیه رو بکنه؟

سلام.. خودکشی لازم نیست اما یه فرق امام با پیامبر همین است که برای پیامبر او به سمت تو میاد، اما برای امام تو باید بری...

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • تگ های مجاز : <a> <br> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .